مدح و ولادت حضرت امام رضا علیهالسلام
مست هستم از شراب ناب سقـا خانهات من خمارم من خمارم تا ابد در خانهات ساقی و ساغر، مهیا میشود میخانهات عیش و مستی جور شد اینک درِ کاشانهات واژههایم در حریمت تا که مهمان میشوند ریزهخوار محضر سلطان خوبان میشوند با اجازه در حریم عشق مَحرم میشوند از شمیمت شعرهایم غرق شبنم میشوند تا که از تو مینویسم باغ خُرّم میشوند واله و سرگـشتۀ تو اهل عـالم میشوند در ضمیرم شعرها تا اینکه ممتد میشود واژههـایم ناگهـان راهی مشهـد میشود فرش قرمز پهن کن معشوق آمد بر زمین با اصالت، با ابهت، حضرت سلطان دین در کراماتش علی فَوّاره میزد اینچنین خوش قد و بالا، برای نجمه شد فخرآفرین آمدی و صد صفا آوردهای شمس الشموس! خوش قدم بودی و مدیون توأیم آقای طوس عرشیان ناز قدومش هلههله سر دادهاند مـژدگانی بهـر عـالـم مـاه انـور دادهاند بر خـلایق تکّهای از جام کـوثر دادهاند جنّ و اِنس و حور، قربانی او، سَر دادهاند روی قـلـبم حک شده از ابتـدا تا انتـهـا یا رضا و یا رضا و یا رضا و یا رضا تا که از تو دم زدم شعرم پر از گُل میشود تا به تو انداختم رو، دستها پُل میشود روبـهروی گنبدت غرق توسّل میشود بنـد بنـد هر دعـایم یک تـغـزّل میشود در حرم تا غرق نجواهای " یاهو" میشوم تو که تضمینم کنی، یک بچه آهو میشوم دست خالی آمدم یا حضرت مشگلگشا کـولهبـارم پُـر گـناه و مینویسم از شما میشود که شافع ماها شوی روز جزا؟ میشود فارغ شود دل از تمامِ غصّهها؟ قصّههایم، غُصّههایم را تو میدانی فقط رمزِ اشکِ چشمهایم را تو میخوانی فقط دستهـایم شـد دخـیل پـنجـره فـولاد تو هفت پشتم هست مدیـون تو و اجداد تو یک بغل شعر تَر آوردم در این میلاد تو جان نثار آن قد و بالای چون شمشاد تو خستهام، خیلی کم آوردم، نَرانم از دَرت یک نظر کن شاعرت را جان زهرا مادرت |